عطا ملك جوينى
25
تاريخ جهانگشاى جوينى ( فارسى ) ( ط دنياى كتاب )
« 1 » و مانند بهمن در بند بهمن مانده « 1 » بسعى باد صبا دل فراخ و عنان گشاده گشت ، ز روى آب بسعى صبا پديد آمد * * هزار چين و ز هر چين هزار نافهء چين و خاك زمين از تفّ جمرات آتشين دلگرم و خوش مزاج شد ، مركّبات طبايع از نشو « 2 » و نما در اهتزاز آمدند و مرغان در مرغزارها بآواز ، كنون خورد بايد مى خوشگوار * * كه مىبوى مشك آيد از جويبار همه بوستان زير برگ گلست * * همه كوه پر لاله و سنبلست « 3 » آب غضارت و نضارت با روى عالم آمد ، و اغصان گردن افراز و سر سبز گشتند ، و بساتين چون خواتين چست و موزون برحسب ارادت دلها روزافزون آمدند ، شكوفه و نيلوفر با صد هزار شكوه و فر ، ارغوان رنگ رخسار غارت « 4 » كرده ، و اقحوان بريق و صفاى دندان « 5 » دلدار عاريت « 6 » خواسته ، و بنفشه از زلف غاليه موى خوش بوى و چون روى عاشقان توى ، بر توى آمده ، گلها در غنچه چو « 7 » شاهدان با غنج و نعمتهاى بىرنج ، و ياسمين در چمن انگشتنماى ، و نسرين مانند نسرين فلك زمين آراى گشته ، و نرگس چون تركان با تركش بستان افروز و « 8 » سركش ، و دهان لاله بر شكل دهان پياله از مى گلگون خوش عيش « 9 » ،
--> ( 1 - 1 ) كذا فى ه ، آ ب ح نيز همينطور با كموبيش تقيط كلمات ، ج : و مانند بهمن ، ز : مانند بهمن ، د : و بهمن در بهمن مانده ، - شايد مراد از بهمن اوّل ماه بهمن و از بهمن ثانى تختههاى بزرگ برف باشد كه از كوه سرازير مىشود ، ( 2 ) كذا فى ستّ نسخ ، آ : نشو ؟ ؟ ؟ ، - اصل اين كلمه در عربى مهموز است : نشأ بر وزن ظبى و نشأ بر وزن قفل ، ( 3 ) شاهنامه در ابتداى داستان رستم و اسفنديار ، ( 4 ) د : غازه ، ( 5 ) كذا فى ح ، ه ز : و صفاى ديدار ، آ ب ج د : و صفا ديدار ، ( 6 ) اين كلمه فقط در ح است و از باقى نسخ ساقط ، ( 7 ) كذا فى آ ح ، باقى نسخ : چون ، ( 8 ) ح اين واو را ندارد و لعلّه انسب ، ( 9 ) كذا فى آ ب د ه ح ، ز : پر عيش ، ج : خوش ( بدون « عيش » ) ،